تبليغاتX
کوچولوها نخوانند - شاید آخرین پست سال
از جون مرغ تا شیر آدم
,اقعا نمی دونم. الان هم که دارم می نویسم، بلاگ خوندن هایم را تموم کردم،
شرایط دور و برم مثل یکی از پست هایی بود که خوندم. شاید همین باعث شدش.

داره اذان میگه. نمی دونم برم خونه یا نه؟؟ جنگ و جدل دارم با خودم.



گفتم جنگ و جدال، آخ که داره میکشه منو...

اونم چه کشتنی!!!!!

چند وقته که کلافم، خودم نیستم، ریختم بهم، نمی دونم دلم ، بهونه کرده چیزیو؟؟؟ ؛  یا اینکه زیر سرش بلند شده،
یا اینکه ....
بد دردیه.

درد عشق و هجران،
هر چه که هست، لا اقل آدم می دونه از چیه؟


اما لامصب این معلوم نیست چیه؟؟
کیوان اگه اون روز پنچشنبه، - یادت هست که ؟؟ از دانشگاه برگشته بودم- اگه نبودی و تلفنو جواب  نمی دادی، میمردم.

شاید خل شدم. شایدم عاشق، ولی هر چی که هست بده.  بد.
خدا خودت یه حالی برسون که رها شم از فکر.






خوب راستی، چیز میز خریدید دیگه؟؟؟
ترقه مرقه را نمیگم، همین لباس و کفش و کیف و ... میگم.

من که امروز ، بعد از چند روز اصرااااااااار  رفتم.
آدم دیوونه میشه. شلوووووووووووغ. شدید!!!!
بدتر از همه این خانمها؛ جالبه 65 نفری میرند خرید، بعد پیاده رو  3 متری را با آرایش نیروهای ضد شورش میبندند، بعد فقط کافیه که به مقدار نیم میکرون از فیزیک شما با روح لطیف شون برخورد کنه، میخوان بکشنت. خوب خبر.... برو اونور. 

حالا این خوبه، شما یک فقره غولتشن مدل 2009 با پلت فرم آرنولد
 -  و البته با اسکین آنجلینا جولی یا جولیا رابرت
را در کنار یکی از این نسوان در نظر بگیرید.
ما هم که نحیف، چهههههههههه شود؟!؟!؟!؟!

البته ما در زمان حرکت رعایت فاصله طولی عرضی جناحین و ... را مبذول می داریم. اما خوب شلوغیه دیگه.

امروز رفتم توی یکی از همین مغازه ها، که برجی خداد تومن اجاره میدن به صاحب ملک، و پولش را از کشیدن مبلغی معادل 800 درصد قیمت جنس روی اجناس، از خریدار محترم دریافت می کنند.

در اولین ثانیه ها، با یک نگاه البسه ای را انتخاب نموده، و سریعا به اتاق پرو اعزام شدیم.

اتاق نگو، قند طلا بگو. برای درک فضای اتاق و مشقت وارده بر ما، دوستان لطف کنند،

به صورت نشسته و یا ایستاده ، اما درجا، شنای قورباغه انجام بدهند.

یه وضعیتیییییی. حالا جالبه درب اتاق هم قربونش برم، به علت کویت بودن ، قفل نداشت. بدنه هم که مقادیری تحته شکسته نئوپان بود، فکر کنم با منگنه به هم چسبیده بودند، با نفس کشیدنی از یکدیگر فاصله گرفته و الباقی ماجرا...

حالا بیا تیریپ فروشنده و مغازه را ببین.
بعد از پوشیدن 10 عدد پیراهن و 5 عدد شلوار، موفق به خرید شدیم.
که البته بنا به عادتی بسیار زیبا، مراحل عیب یابی و شکایت ،
از ساعاتی بعد از خرید الی روز وداع با آنها انجام خواهد پذیرفت.





دستام داره می سوزه. شیشه میز هم دیگه داغ شد. نمیتونه مرحم دست باشه.

آخرین مراحل از روند بساب بشور و گرد گیری شام گاه دیشب به اتمام رسید و فقط مونده ردیف کردن دفتر و دستک و حساب و کتاب و  فاکتور چک و سفته و برات و اوراق مشارکت و ارز و سکه و ....



خداییش این مادر ها هم چی میکشند هاااا. ما یه یک هفته ای افتادیم به کار، مردیم، دیگه چه برسه به همه روز. خدا قوت. خدا قوت. بابا ها شما هم خدا قوت. خدا قوت با این خرج شب عید، با این همه مشکل.

اونهایی که ندارند  چی؟؟؟ به خدا شرمندگی مرد پیش خانواده خیلی خیلی سخته.

از طرف یک پدر !!!




آقا نزن، آقا نزن، سر جدت نزن،
بچه جون تو خودن 10 کیلو هم نیستی، این چیه داری میزنی، هم وزن بابات داری نارنجک میزنی؟؟؟؟

الان دو تا قناری کنارم هست، نمیرن خیلیه. موسیقی گذاشتم براشون که نشنون.
از سندی، ( د خ ت ر ِ ح ا جی ا ل م ا س ) تا صولتی  ( ای زن دگی با ور نکن، دی گر  تو را با ور کنم )  و  ساسی ( هستی بلا بلا بلا بلا بلا ، براتو میخرم طلا ملا) و افتخاری. هر چی دم دستم بیاد، آخه امانت هم هستند. خدا کنه جواب بده.



خوب دیگه، فکر کنم برای امشب، یا امروز، شایدم برای امسال، بس باشه.
برای منی که شدم از اینجا مونده و از اونجا رونده، جای خوشحالی داره که انقدر نوشتم، اونم یکجا،
کاش می تونستم نوشتنم فقط فقط فقط برای خودم باشه. شایدم الان همین طور باشه، اما اینجوری فکر میکنم. اینم جزء یکی از همون جنگ و جدال هاست.

برای آخرین سطرها، می خوام  هر چی به ذهنم میاد بنویسم؛

1. آدم یه جوری میشه ، وقتی میخونه، نمی فهمه ، اما دوستشون داره

2. من نمیدونم دیگه چرا عاشق نمیشم، آخه دیوونم من دیگه

3. هر که سحر ندارد، از خود خبر ندارد [1]

4. دو تا پست پایین تر هم، یک پست جدید و البته ناقص گذاشتم.

5. الان دیگه هنگ کردم. شدید. مخصوصا با این آهنگ های بد تر از نوای پتک آهنگری

6. خدا کند که بیایی، خدا کند که درگیرت بشم. خدا کند که دلم برایت پر بکشد. خدا کند ....

7.  ؟

8. این پستم ، شد یک  MSP (مولتی سابجکت پست) . شاید میشد تقسیم بشه به چند تا بهاریه...

9. ؟؟؟؟

10. اول که خواستم بنویسم این آخرین سطرها را،  گفتم ده تا بنویسم. اما چیزی نیومد به ذهنم.
اینه که خواستم تا ده برم. خالی یا پر.

طبق کلیشه ای که نمیدونم خوبه یا نه،

سال خوبی داشته باشید.
سالی که آخرت سعادت و خوشی و موفقیت دنیا و آخرت باشه .

_ بسه دیگه، برو .

آهان یادم اومد. نه بیخیال.

یا حق



1. خدا روحشان شاد کند، مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی ، این را میگفتند.

+ نوشته شده در  ساعت 18:38  توسط میثم | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
نام: میثم
متولد: تهران
رشته: علوم کامپیوتر
عاشق کامپیوتر،
دارای استعدادهای کشف نشده

"""پیشه ام دلالی است،
تکه نانی دارم ، می خورم با بوقلمون
و چه حالی میده دوغ بعد از ناهار"""

پیوندهای روزانه
سفارش راه اندازي سايت و فروم (انجمن گفتگو )
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مرداد 1384
تیر 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
آرشیو موضوعی
دست نوشته های خودمه ، کاملا!!!!!
آموزشی
معرفی: رمان-فیلم-رشته دانشگاهی
سرگرمی-طنز
کامپیوتر و اینترنت
دانلود
هلپ می.
داستان-شعر- متن آهنگ
اطلاعات عمومی
محرم
پیوندها
شمیم حضور (طرح دعا برای تعجیلِ ظهور امام غایب)
وبگردی
دست نوشته های یک کودک!
نامه هایی به خدا
حرفهای یک عاشق دیوونه
آموزش برنامه نویسی
آقا ایمان گل
داش عليرضا
داش علیرضا، اما اینبار با مقالات IT
بیا با هم ترانه دوستی سر بدیم
ترفندخانه
پسرای شمالی
آقا فرزاد
حقوق و وكالت
نگار یار
کلمات عاشقانه خدا
والپیپرهای دیدنی
ایا کسی هست ما را یاری کند
محبان المهدی (عج)
دانشجویان کامپیوتر پیام نور ساری
سایت دانشجویان آی تی / پیام نور / دماوند
>>>>تحصیل در هند<<<<
بهترین >>>> سرزمین آرزوها<<<< بهترین
حجه ابن الحسن عسگری (عج)
ما شیفتگان خدمتیم، نه تشنگان قدرت
نازخاتون
گیتار من؛ همدم تنهایی های من
علمی-سرگرمی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar

Kakapo | Security System