![]() |
![]() |
|
| از جون مرغ تا شیر آدم |
|
به نام بخشنده مهربان
سلام به همه شما . ماه رمضون هم اوم۲ رفت و ... خدا کنه شب قدری خدا یه قدری از گناهانم را بخشیده باشه. به هر حال تموم شد دیگه قابل توجه کسانی که به بهونه ماه رمضون درس و مرس و گذاشته بودند زیر ... شون. مخصوصا کنکوریها. گفتم کنکوریها یادم باشه براتون فلسفه اینکه چرا اسم کنکور را کنکور گذاشتند را برایتان بگم.
دیگه فشارهای ماه رمضونه دیگه اینه که انقدر با نمک شدم اصلا تمام بدنم شوره زده . شاید رفتم یه کاخونه نمک تصفیه شده و غنی شده با انواع و اقسام چرک و چربی طبیعیه خودمک راه انداختم . حالتون بد شد؟؟؟؟ ببخشید میدونم حالت تحول ببخشید تهوع هم بد چیزیه ها!!! خلاصه میخواستم بگم بریددنبال یکم تحول و انقلاب درونی. راستی گفتم انقلاب میگن چند وقت ژیشها انقلاب شلوغ بوده. آره؟؟؟؟ هر کی اطلاعاتی داره به ما هم بگه. خوب دیگه ما دیگه رفتنی شدیم. کاری باری ندداری ی ی ی ی؟؟؟؟؟؟ راستی من اومدم که چی بگم؟؟؟؟؟!!!! (ـ خیلی خنگی ) آهان میخواستم بگه که ...... عید .....فطر مبارک. ۱.حمید ۲.مجید ۳.سعید ۴.فرخنده این هم عیدی من به شما آقا یه فیلمه توپ جوجه های سفید
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 22:16 توسط میثم |
|
|
به نام خدا
سلام حال شما؟ من که حالم حسابی گرفتس.می دونید چرا آخه داریم از خونمون میریم. (از خونه رفتن که ناراحتی نداره) آخه میخواهیم از خونمون بریم که بسازیمش(ساختن خونه ناراحتی داره؟؟؟)آخه این خونه ای هست که تمام خاطرات بچگی با اسم تو شروع میشه همه شعرهای دنیا با تو.... ببخشید خیلی دیگه احساساتی شدم.خونه ای را داریم میسازیم که تمام خاطراتمو که تا حالا توی اون داشتم از بین میره. جاش چی میاد یه مشت آهن و بتن و آجر. خوب دیگه بسه مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟ دارم اغراق میکنم. درسته دارم اغراق میکنم. ولی خداییش خیلی حالم گرفتس. حالا اسباب کشی یه طرف اول مهر هم یه طرف. چیزی که خیلی جالبه اینه که حاجیت دست به سیاه و سفید نزد(مگه خونه تکونه بوده؟؟؟؟) ببخشید دست به یه سوزن هم نزدم.با خیال راحت رفته بودم در محل کسبم نشسته بودم و زیر باد کولر گازی واسه خودم نوشیدنی می نوشیدم و جواب آفها، میلها، تلفنها و فکسهایم را می دادم. آخر شب هم رفتم خانه و دقیقا موقع شام خوردن بود که رسیدم خونه اَننهوووووووووووو دسته گل شده بود. با اقتدار کامل (انگار نه انگار که کاری نکردم ) جوراب هایم را در آوردم و با یک پرتاب حفره ای نه ببخشید حرفه ای به زیر مبل سوت کردم. و اینجاست که وقتی به یاد چشمان از حدقه در آمده و گرد شده فامیل می افتم از خنده می ترکم. جالب اینجا هست که 2 قورتو 5/0 من هم باقی بود که چرا دفتر دستک و وسایل من را اینجوری بسته بندی کردید؟؟؟؟؟؟!!!!! ولی همه این حرفها یه طرف تا ساعت 2 نصف شب خواب نرفتن + الزام برای بیدار شدن راس ساعت 6 صبح هم یه طرف. واویلاواویلاواویلاواویلا.... حتما تا حالا به یه همچین تیتری در بلاگ مختلف برخورد کردید "X راه برای حال گیری". اما می خواهم بگم اینها همش کشکه شاید هم دوغه. خدا را چه دیدید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حال گیری یعنی " ویژه نامه کلیک را که دو سال A Zگار و هر دفعه با یک جور دردسر تهیه و بایگانی کردی به عنوان روزنامه باطله جهت بسته بندی شکشتنیجات استفاده شود" به این میگن حال گیری حالا فهمیدید. این هم دلیلی دیگر برای گرفته بودن/شدن حال بنده. آماده دریافت ابراز احساسات و همدردی شما هستم چاک کره شوما "تاید" |
|
+ نوشته شده در
ساعت 21:7 توسط میثم |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
نام: میثم
متولد: تهران رشته: علوم کامپیوتر عاشق کامپیوتر، دارای استعدادهای کشف نشده """پیشه ام دلالی است، تکه نانی دارم ، می خورم با بوقلمون و چه حالی میده دوغ بعد از ناهار""" |
| پیوندهای روزانه |
|
سفارش راه اندازي سايت و فروم (انجمن گفتگو ) آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
دست نوشته های خودمه ، کاملا!!!!! آموزشی معرفی: رمان-فیلم-رشته دانشگاهی سرگرمی-طنز کامپیوتر و اینترنت دانلود هلپ می. داستان-شعر- متن آهنگ اطلاعات عمومی محرم |
|
RSS
|